Y450
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 15:10
Y450 چند وقته باهات حرف نزدم؟ فقط میدونم خیلی ساله!کاش امشب پیش هم بودیم. حرف میزدیم و آلبوم نوین نامــجو (چه خــلاف سر زد از ما که در ســرای بــستی، بر دشمــنان نشــستی، دل دوســتان شکــستی) که دراومده رو گوش میکردیم و...خــسته رنج فــرقتم، کــشته درد حــیرتم، مـن به میانِ مِــحنَتم، تو بـه کــنارِ...
ap0cynthi0n
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 15:10
ap0cynthi0n مَردی در خلوتش، مُدام به آن شب، در اتاق تاریکش، اتاقی که با کورسوی نورِ لپتاپ روشن شده بود، موزیکی که پخش میشد، دختری که شـورتــش را میپوشید و سایهروشنِ پــستانهایش و موهای بازَش وقتی که خَم شده بود و شـورتـش را بعد از همــخوابــگی میپوشید... فکر میکند. بویِ تَنَــت و خالِ تَنَــت... هم...
83
-
تاریخ: 1403/6/4 ساعت: 17:11
این شهر روز به روز داره بزرگتر میشه و من تنهاتر. همه رفتن. غریبترینم. چی میشد همه میموندن؟ صدتا سوالِ بیجواب....نـزدیــک شـو اگرچـه حضــورت ممـنوع است... Adblock test (Why?)
unm@de
-
تاریخ: 1403/5/21 ساعت: 14:29
[unable to retrieve full-text content]دوس دارم فقط یک بار دیگه ببینمت، بغلت کنم و آهنگ unm@de رو گوش کنیم. همین. به نبودن آدمها هیچوقت نمیشه عادت کرد....
طیـــاره
-
تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 2:50
[unable to retrieve full-text content]تنهایی بَده. غمگینم.... کاش بودی...
19
-
تاریخ: 1403/3/28 ساعت: 17:20
همهی ما خواب میبینیم. کم و زیاد. خیلی وقت بود خواب تو رو ندیده بودم. اینکه خواب تو رو ببینم برام عجیب نیست. عجیب اینجاس که احساس میکنم طولانیترین خواب زندگیم بود. کنار هم. یه خونهی بزرگی که نمیدونم کجا بود. تعداد زیادی از آدمها هم بودند. چه نسبتی داشتیم؟ نمیدونم واقعاً. مهم این بود که توی خواب هم مت...
dandel10n
-
تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 13:27
[unable to retrieve full-text content]چقدر حس بودنت نزدیکه... چند روزه احساس میکنم قراره خبری بشه. از تو خبری بشه در واقع! من به خــط و خــبری از تــو قنــاعـت کردم...
monday
-
تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 13:27
وقتی از حجمِ عجیبِ حضور و اینا حرف میزنم، نمونهش میشه ظهر!... اینکه احساس کنی یه چیزی در اطرافت سنگینه! سنگینیِ نگاهِ دو نفر!... اینکه چون فاصلهی دور رو خوب نمیبینی، اولش شک کنی! اما نه، شک نیست. به خودت میای و بله. درست میبینی. چقدر بزرگ شده و قد کشیده. تعجب. خودت رو بزن به اون راه. اما قاعدتاً هر ...
dream
-
تاریخ: 1403/3/5 ساعت: 16:09
دیشب خواب دیدم باهاش توی خونهی ویلایی نشسته بودم. بقیه ظاهراً رفته بودن بیرون. خونه، خونهی ما نبود و همه چیزش تازگی داشت. در مورد اتفاقات طبقهی بالای خونه حرف میزد. خیلی جوونتر بود و آروم. جزٕ اولین مکالمهها بود که باهم دعوا نکردیم بعدش. و چقدر برام جالبه هربار که خوابش رو میبینم، سالمتر و جوونتر می...
L
-
تاریخ: 1403/3/5 ساعت: 16:09
شاید یکی هنوز اینجای دنیا، که صبح از دم خونهتون هم رد شده، منتظره که یه روز تعطیل، برای اولین بار با تو بره غذاخوریِ شمالیِ لـــاکـــان.... پس کِی بریم؟ Adblock test (Why?)
wine
-
تاریخ: 1403/3/5 ساعت: 16:09
بیا معادلات رو بهم بزنیم. هنجارها و بقیهی موارد رو!بیا و باش! بیا دمِ در بغلت کنم و توی بویِ تنت گم شم!اصلاً... بعدش برو!... اما فقط بذار یه بار دیگه بغلت کنم! Adblock test (Why?)
dance 0f th£ bad angl£s
-
تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 18:23
چندین و چند سال معتقد بودم اگه به کسی فکر کنی، یه خبری از اون شخص میاد. خودش یجا یه خبری از خودش بهت میرسونه. خواسته یا ناخواسته. عمدی یا غیر عمدی.چون این اتفاق رو چندبار تجربه کردم، به این موضوع مومنتر شدم.اما چند شب پیش به این یقین رسیدم که همهی اینا برای گول زدن خودم بوده. برای دیدن معجزه...نمیدو...
-
تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 18:23
[unable to retrieve full-text content]قدم زدنهای بهاریِ من و تو.... https://youtu.be/9FmprMRIKdc?si=8logQnV0M44zQNuQ
h£nry l£e
-
تاریخ: 1403/2/12 ساعت: 11:51
[unable to retrieve full-text content]دل نــهادم بــه صـبــوری... چرا نیستی؟ چرا یه اتفاق خوب نمیفته؟!
d£partur£ tape
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 16:45
بیحرکت و بیانگیزه. این زندگی کردن توی گذشته آخرش کار دستم میده.بــیا تا حــالِ یکدیگر بدانیم، مـرادِ هــم بجوییم ار توانیــمکه میبینم که این دشــتِ مـشوّش، چــراگاهـی ندارد خُــرم و خَوش Adblock test (Why?)
?y0u and wh0se army
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 16:45
فارغ از جنــسیت، اینکه بدونی آدمــها بعضی جاها، بعضی روزا به یادت هستن حسِ خوبیه. فراموش شــدن وحشتناکه. احساس میکنم فرامــوش شدم. هر روز ترسهام دارن بیشتر میشن. روزای گـذشــته چه خوب چه بد دیگه برنمیگردن. مث خیلی از آدمهایی که نه تنها کنارم نیستن، که حتی هیچ خبری ازم نمیگیرن. مقصر کیه؟ شرایط زندگی؟...
pretend
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 16:45
همهش به این فکر میکنم اگه بودی چیکارا میکردیم. چقدر از درون خوشحال بودم وقتایی که نزدیک خونهم بودی. به تو بــند بود نفَســم....بـیتــــابه ایـن دلِ مـن، نمیــدونم که بمــونم یا بــرمای کــاش میشد باور کنــم به عشــقِ تو که بمــونه اینجا دِلـم Adblock test (Why?)
st1ll n0 $ign
-
تاریخ: 1403/1/21 ساعت: 0:18
[unable to retrieve full-text content]خیلی زیاد باهات حرف میزنم. زیاد. اون روز دنبالت میگشتم. نبودی.
xer1b1 (remastered)
-
تاریخ: 1403/1/21 ساعت: 0:18
[unable to retrieve full-text content]انگار همه جا غریبم... رفیــقانم سفــر کردند هر یــاری به اقصــایی، خــ لاف من که بگرفته است دامـن در مغیــلانم....
dark chari0t
-
تاریخ: 1402/12/15 ساعت: 2:18
مردی کــنار پـنجـره، کماکان در خیالاتش لحظهی بالا آمدن دختر از پلههای خانه را تصور میکند. لحظههایی که قبل از آن از اتفاقات روی تـخت حرف میزدند.مردی با ســیگاری بر لب، در خیالاتش موهای کنار کاناپه را جمع میکند.لذت اساماس، هیجان و دیدن اسم او بر روی موبایل.همیشه آهنگِ آبی از ابــی او را به یاد زمستان ...