Recollection

متن مرتبط با «november 1» در سایت Recollection نوشته شده است

19

  • نیلوبلاگ

    همهی ما خواب میبینیم. کم و زیاد. خیلی وقت بود خواب تو رو ندیده بودم. اینکه خواب تو رو ببینم برام عجیب نیست. عجیب اینجاس که احساس میکنم طولانیترین خواب زندگیم بود. کنار هم. یه خونهی بزرگی که نمیدونم کجا بود. تعداد زیادی از آدمها هم بودند. چه نسبتی داشتیم؟ نمیدونم واقعاً. مهم این بود که توی خواب هم متوجه شدم همه چی زیادی طولانیه. نکتهی جالبی که الان به ذهنم رسید اینه که توی اکثر خوابهام باهم توی یه خونهی بزرگ بودیم. یه فضای سربسته و بزرگ. بگذریم. جالب بود. حتی وقتی ساعت ۵:۳۰ صبح بیدار شدم و لبخند زدم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • dandel10n

  • نیلوبلاگ

    چقدر حس بودنت نزدیکه... چند روزه احساس میکنم قراره خبری بشه. از تو خبری بشه در واقع! من به خــط و خــبری از تــو قنــاعـت کردم......

    ادامه مطلب
  • st1ll n0 $ign

  • نیلوبلاگ

    خیلی زیاد باهات حرف میزنم. زیاد. اون روز دنبالت میگشتم. نبودی....

    ادامه مطلب
  • xer1b1 (remastered)

  • نیلوبلاگ

    انگار همه جا غریبم... رفیــقانم سفــر کردند هر یــاری به اقصــایی، خــ لاف من که بگرفته است دامـن در مغیــلانم.......

    ادامه مطلب
  • g1rl 1n amber

  • نیلوبلاگ

    مثلاً الان اینجا بودی، مــشروب میخوردیم و....دفعهی یه دونه مونده به آخر رو یادمه. چقدر مدلت عوض شده بود. بوی تنــت....چیـزی بگــو کــه آیــِنه.... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • XM3216

  • نیلوبلاگ

    تو بیا. همین. بریم جاهایی که هیچوقت نرفتیم و الان آرزومه که باهات اونجاها باشم. دستات روی پارچهی رومیزیه کافه گ... هنوز جلوی چشامه....

    ادامه مطلب
  • november

  • نیلوبلاگ

    بلاخره شروع شد. واقعی. پاییــز. بقولِ اکــسل رز: if we could take.... I could rest my.......

    ادامه مطلب
  • memento 01

  • نیلوبلاگ

    حس هیجان، مث شبهایی که صبحش قرار بود کنار اون پنکه ی عاریه و زپرتی موزیک گوش کنن، انتظار توی ماشین، عکس و تق تق صدای کیبوردِ گوشی که کلماتش پر از حرارت بودن.سس کچاپی که میریخت، جینی که خیس میشد، شبها که غمناک، با آتشِ دل، ره میسپردیم در زیرِ باران، موهای ریخته شده... آوا و افغانت؟ نازنین...تکـــدانه انــبه؟ اِم و اِم؟ اوربیتِ نعنا با طعمِ بهمن دول؟ نقشِ اسب روی لوحِ فشرده؟ زنبور؟ لباسِ راه راهِ مشکی و زرد؟ ملافه زرد؟ شیبِ هشت درجه در راستای شمال؟ دودِ پرتقال و انتهای پل؟ اسمِ اون ستاره چی بود؟ ساپورتِ خوش رنگ؟ بعد از گذر زمان، از آسانسور که پیاده شد به...

    ادامه مطلب
  • great ambitions 01

  • نیلوبلاگ

    اگــه میتونستمrelive one day of my lifeاگــه میتونستمrelive just a single one...

    ادامه مطلب
  • flashback 01

  • نیلوبلاگ

    Wendydarlingin the kitchen...with your dreams...

    ادامه مطلب
  • As I Lay Dying 01

  • نیلوبلاگ

    کتاب توی این شرایط موثرتر از موزیکه، مخصوصاً اگه پونزده تا راوی توی داستانت باشن. “It takes two people to make you, and one people to die. That's how the world is going to end.”...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    november calendar 2016 | november 1 | november horoscope | november games with gold | november rain | november 1 holiday | november birthstone | november rain lyrics | november sign | memento 014