خرید بک لینک

درباره سایت

Recollection

امکانات وب

ap0cynthi0n

مَردی در خلوتش، مُدام به آن شب، در اتاق تاریکش، اتاقی که با کورسوی نورِ لپتاپ روشن شده بود، موزیکی که پخش میشد، دختری که شـورتــش را میپوشید و سایه‌روشنِ پــستانهایش و موهای بازَش وقتی که خَم شده بود و شـورتـش را بعد از همــخوابــگی میپوشید... فکر میکند. بویِ تَنَــت و خالِ تَنَــت... همیشه در آن اتاقی که روو به ویرانیست خواهد ماند. عابرانِ آینده‌ی آن کوچه از بویی غریب، احساسی آشنا و هم ناآشنا دچار حِسی زیبا شده‌اند، میشَوَند و خواهند شد.... تا اَبَد.

برچسب: نویسنده: کسری جعفری تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 15:10

صفحه بندی