
بخاطر کاری که داشت از اونجا رد شد. https://youtu.be/D5Y11hwjMNs هدفدار به همون کافــه رفت، اما نشستن سر میزی که یه روز سه نفری نشسته بودن هدفدار نبود. آخرای اســپرسو بود که یاد اون روز افتاد.کافه آروم و خلوت. بصورت کاملاً تصادفی همون صندلی! مثلاً صداقـــتِ تصــادف! https://youtu.be/rbju-zNpfCE بنظرش همیشه شخص/نفر سوم اضافه بوده! مخصوصاً از نوعِ چاقش. مهم حضورِ اون یه نفر بود، حتی وقتی که اون روز فقط غر میزد.روبرو، چهــره به چهــره، موهای زیبا. https://youtu.be/yOOuh8-N7nU...
ادامه مطلب
اوایلِ پاییز، اتاق نیمه روشن، نورِ کم لامپِ شمعی، بوی یه عطرِ نــارنـجی، کــملِ آبــی، داد و بیداد همسایه ها بخاطر هزار تومن... فضای بــیگانگیِ مطلق، Gracchus، Gracchusشکارچی! سرگردانیِ شخصیت.نبوغِ یک زن،Eleni Karaindrou وUlysses' Theme در دوازده روایت.-هیچوقت موهاتو نبند.- ....-و کوتاهشون نکن.- ....- لــورِلای،لــورِلای، زیباترین دخــترِ جهان....
ادامه مطلب
لاکِ ریخته شده، قرمز. پیتزا دهـــکده. میزمون. لمسِ تنت بیرون از خونه، جسارت!moonlight sonata و ابزار پخش، هیجان تغییر توی این فصل.- وقتی میایی ســوتین نبند.- نه، دوس دارم تو درِش بــیاری.- پس رنگش ... باشه.- خودم میدونم.-مِـــی بده تا دهـــمت آگهـــی از سـرِّ قــضا،که به روی کهتو شــدم عاشــق و از بوی که تو مـــست "all these things we'll one day swallow wholefade out again, fade out again..."...
ادامه مطلب
1-https://youtu.be/GyFU602TFng 2-https://youtu.be/xKq39e7SBOE "I knew the world it would stop spiing now since you've been gone..." ...
ادامه مطلب
شب، دیروقت، نزدیکِ سحر، بالکن و سیگار، سرما و برف، پاهای یخ زده، نور کوچه و بارش! ادامه حرف...سکــوتِ مطــلق، صدای فـــنِ کامپـــیوتر.من تو رو میخواستم! ســـارا لــوو! https://youtu.be/PbZkaCiHTus...
ادامه مطلب
شاید این خیابون رو یادم بره، بعد چند سال، یادم اومد که مسج زدم: نه. کنار پله های رنگارنگ. آفتاب توی چشام بود. آفتابی از جنسِ بیگانه ی کامــــو.- از ده تا چندتا؟- دوازده تا.- میخوام.- منم....- کی؟- فردا صبح.- دیدی چی نوشت؟- اره. ring my bells. چ میگفت معنیش اینه که مــمــه هامو بلرزون!... قطعاً میدونم کـــس میگه!- ژیـــزمانِ معــکوس؟- نه. خطای گرافـــیکی در مقیاسِ سانتیمتر.- پیمـــایش؟- واتــرپاس؟- تانــژانــت؟- ربعِ اول.- the wier takes it all- اون دو تا مـــســتِ چــشــات. آشــکار است که مــغز جایگاهِ همه این نوع بیــماریهاس. مانــیا!...فساد، اضمــحلال،نابودی. "there must be some reas...
ادامه مطلب
Wendydarlingin the kitchen...with your dreams...
ادامه مطلب
از این پنجــــاه سال، لااقل ده سالشو ما کنارت بودیم. اون موقعهایی که میشد سیگار کشید، اون موقعهایی که بهــــمن کوچــــیک میکشیدیم زیرِ فنی که اون روزا روشن بود.ده سال یعنی مینیمم دو نسل، و من امروز توی اون خیابون غریبه بودم. غریبه با آدمها، با مدل مو، رنگ مو، آرایشهای ماسیده روی صورت، گوشواره پسرها و....یادمه یک دهه پیش، توی یه خیابونی که همون دور و وره، یه دختر پسر داشتن قدم میزدن، صدای داریـــوش میومد: تو کــــه معــــنای عـــشقی...با وجود غریبگی، حس تعلق به پاییزهای انقــــلاب جزء لاینفکِ زندگیِ خیلی از ما بوده و هست.فضای تلخ کتاب و حرفهای مادرِ خا...
ادامه مطلب