
ap0cynthi0n مَردی در خلوتش، مُدام به آن شب، در اتاق تاریکش، اتاقی که با کورسوی نورِ لپتاپ روشن شده بود، موزیکی که پخش میشد، دختری که شـورتــش را میپوشید و سایهروشنِ پــستانهایش و موهای بازَش وقتی که خَم شده بود و شـورتـش را بعد از همــخوابــگی میپوشید... فکر میکند. بویِ تَنَــت و خالِ تَنَــت... همیشه در آن اتاقی که روو به ویرانیست خواهد ماند. عابرانِ آیندهی آن کوچه از بویی غریب، احساسی آشنا و هم ناآشنا دچار حِسی زیبا شدهاند، میشَوَند و خواهند شد.... تا اَبَد. ...
ادامه مطلب
بیا معادلات رو بهم بزنیم. هنجارها و بقیهی موارد رو!بیا و باش! بیا دمِ در بغلت کنم و توی بویِ تنت گم شم!اصلاً... بعدش برو!... اما فقط بذار یه بار دیگه بغلت کنم! بخوانید...
ادامه مطلب
خیلی زیاد باهات حرف میزنم. زیاد. اون روز دنبالت میگشتم. نبودی....
ادامه مطلب
انگار همه جا غریبم... رفیــقانم سفــر کردند هر یــاری به اقصــایی، خــ لاف من که بگرفته است دامـن در مغیــلانم.......
ادامه مطلب
مردی کــنار پـنجـره، کماکان در خیالاتش لحظهی بالا آمدن دختر از پلههای خانه را تصور میکند. لحظههایی که قبل از آن از اتفاقات روی تـخت حرف میزدند.مردی با ســیگاری بر لب، در خیالاتش موهای کنار کاناپه را جمع میکند.لذت اساماس، هیجان و دیدن اسم او بر روی موبایل.همیشه آهنگِ آبی از ابــی او را به یاد زمستان و فعل و انفعالات مغزش و خیابان شــریعتی میندازد.گهگاهی هم خاطرات کافــه گــودو. بخوانید...
ادامه مطلب
هیچوقت نشد برات قهوه درست کنم.لااقل باش و بذار این یه کار رو انجام بدم.هر شب دارم باهات حرف میزنم. نمیدونم این مسیر چند ساله چقدر درسته. ولی به خودم که میام متوجه میشم همه سر زندگیاشون هستن.راستی، دیگه توی اون خونه نیستم. یادته وقتایی که میومدی؟وقتی کنارت راه میرفتم....قــــریــه ی من، خوب و صمــیمی... بخوانید...
ادامه مطلب
برای یه قهوه که میتونستی بیای پیشم. نمیتونستی؟...
ادامه مطلب
کاش وقتی از در میومدی تو، بیشتر بغلت میکردم. کاش لااقل برای آخرین بار اینجا بغلت میکردم. کاش برام حرف بزنی. فقط حرف.... خیابون ه...ن رو یادته؟...
ادامه مطلب
چقدر خاطره اینجا هست. چقدر دوست دارم یک بار دیگه توی این خونه بغلت کنم. چقدر تلخه جدا شدن از اینجا. وقتایی که نزدیک خونه میشدی و.... کاش میومدی....
ادامه مطلب
یه عکس ناواضح از همه آدمهایی که توی لابی وایسادن. و تو....
ادامه مطلب
تا نیــایـی غـربتم درنمیگذرد......
ادامه مطلب
بخاطر کاری که داشت از اونجا رد شد. https://youtu.be/D5Y11hwjMNs هدفدار به همون کافــه رفت، اما نشستن سر میزی که یه روز سه نفری نشسته بودن هدفدار نبود. آخرای اســپرسو بود که یاد اون روز افتاد.کافه آروم و خلوت. بصورت کاملاً تصادفی همون صندلی! مثلاً صداقـــتِ تصــادف! https://youtu.be/rbju-zNpfCE بنظرش همیشه شخص/نفر سوم اضافه بوده! مخصوصاً از نوعِ چاقش. مهم حضورِ اون یه نفر بود، حتی وقتی که اون روز فقط غر میزد.روبرو، چهــره به چهــره، موهای زیبا. https://youtu.be/yOOuh8-N7nU...
ادامه مطلب
"these fine days have been my ruin.on this kind of day I resigned my job in 'Pious Foundations'on this kind of day I started to smokeon this kind of day I fell in loveon this kind of day I forgot to bring home bread and salton this kind of day I had a relapse into my versifying disease.these fine days have been my ruin." by Orhan Veli Kanik https://youtu.be/JeSr9gtfDiY ...
ادامه مطلب
صدایش... و اثباتِ آرامش صدا و حضورش برای بارِ nام. یادآورِ دورانِ آهنگهای خوب و عطرِ تنش. https://youtu.be/nzPj3bE7Dwo...
ادامه مطلب
هوای خوبِ امروز مث ده سالِ پیش. پایــیزِ واقعی.گــــودو؟"heal my heart before it breaks"خوابِ دیشب. دستامو بگیر.آخ! عضلاتِ همـــستــرینگم! سفیدِ رســوایی، سفید و رسوایــی.سفيدِ دردانه ی من.قطعاً یادته:you whisper to me gently in my sleep""to leave this world behind این بار، کنارِ چایی گذری خودم بهت سیگار میدم!بریم توی فروشگاه گرم شیم؟ https://youtu.be/uHyDvQ6nX9w...
ادامه مطلب
آنبلـــاک؟موقعـــی که لباساشو میـــپوشید، نگاهش میـــکرد."میلـــی کمــین گرفتــه پلـــنگانه در دلــم،تــا آهــوی تو کِــی به کمینـــگاه میــرسد" زِنـــهار! https://youtu.be/zv0cU0baZ0M...
ادامه مطلب
گاهی به قضیه آتیش زدنِ پرِ ســـیمرغ ایمان میارم! انگار باید همیشه یچیزو انگولـــک کرد که فلان نتیجه رو ببینی. سومٍ شهریورِ نود و سه مثلاً. لمسِ کاغذ.بفرما! "I know you had to lie to meI know you had to cheatto pose all hot and highbehind the veils of sheer deceit our perfect po aristocratso elegant and cheapI'm old but I'm still into thata thousand kisses deep..." https://youtu.be/F3GFC_DgtuY نمیدونم چرا چن روزه قضیه ترکیدنِ توپ فوتبالِ چهل تیکه م بدجوری ناراحتم کرده! همه ی داشته م بود، امیدِ یه محله به این توپ بود! هدیه ی مامان بزرگ. ماشینه حتی یه ثانیه هم ترمز نکرد،Bye Bye, Love! بیست و سه سال گذشت!بگذریم. تارای همیشه دوست داشتتی!مــادرِ دهــر ندارد دختری بـ...
ادامه مطلب
وقتی فیلمِ آرنوفــــسکی با این آهنگ قاطی شه!چه هوایی! "some people, gave advice before, about facing the facts,about facing reality.and this is, this without a doubt is his biggest challenge ever.he's going to have to face it. you're goa have to try, he's goa to have to try and, uh, and, and, and get some help here.I mean no one can say they know how he feels." https://youtu.be/hCuHB9yjImk...
ادامه مطلب
بعدِ کلاس لطفاً.بقولِ کــریستین بـــوبن، فقط جزئــیات! چقدر خوبه حالتش. چقدر راست میگه. "you're everything I hoped for..." https://youtu.be/wlDmslyGmGI چقدر ذوق داشتم واسه این. بعد سالها نارضایتی بلاخره...یــک روزyou'll feel me...یــک روز به شـــی..... https://youtu.be/SU0wpW564a0...
ادامه مطلب
"and I wish there was a treaty we could sign..." https://youtu.be/NU5FPAR7ass...
ادامه مطلب