
لاکِ ریخته شده، قرمز. پیتزا دهـــکده. میزمون. لمسِ تنت بیرون از خونه، جسارت!moonlight sonata و ابزار پخش، هیجان تغییر توی این فصل.- وقتی میایی ســوتین نبند.- نه، دوس دارم تو درِش بــیاری.- پس رنگش ... باشه.- خودم میدونم.-مِـــی بده تا دهـــمت آگهـــی از سـرِّ قــضا،که به روی کهتو شــدم عاشــق و از بوی که تو مـــست "all these things we'll one day swallow wholefade out again, fade out again..."...
ادامه مطلب
1-https://youtu.be/GyFU602TFng 2-https://youtu.be/xKq39e7SBOE "I knew the world it would stop spiing now since you've been gone..." ...
ادامه مطلب
شاید این خیابون رو یادم بره، بعد چند سال، یادم اومد که مسج زدم: نه. کنار پله های رنگارنگ. آفتاب توی چشام بود. آفتابی از جنسِ بیگانه ی کامــــو.- از ده تا چندتا؟- دوازده تا.- میخوام.- منم....- کی؟- فردا صبح.- دیدی چی نوشت؟- اره. ring my bells. چ میگفت معنیش اینه که مــمــه هامو بلرزون!... قطعاً میدونم کـــس میگه!- ژیـــزمانِ معــکوس؟- نه. خطای گرافـــیکی در مقیاسِ سانتیمتر.- پیمـــایش؟- واتــرپاس؟- تانــژانــت؟- ربعِ اول.- the wier takes it all- اون دو تا مـــســتِ چــشــات. آشــکار است که مــغز جایگاهِ همه این نوع بیــماریهاس. مانــیا!...فساد، اضمــحلال،نابودی. "there must be some reas...
ادامه مطلب
از این پنجــــاه سال، لااقل ده سالشو ما کنارت بودیم. اون موقعهایی که میشد سیگار کشید، اون موقعهایی که بهــــمن کوچــــیک میکشیدیم زیرِ فنی که اون روزا روشن بود.ده سال یعنی مینیمم دو نسل، و من امروز توی اون خیابون غریبه بودم. غریبه با آدمها، با مدل مو، رنگ مو، آرایشهای ماسیده روی صورت، گوشواره پسرها و....یادمه یک دهه پیش، توی یه خیابونی که همون دور و وره، یه دختر پسر داشتن قدم میزدن، صدای داریـــوش میومد: تو کــــه معــــنای عـــشقی...با وجود غریبگی، حس تعلق به پاییزهای انقــــلاب جزء لاینفکِ زندگیِ خیلی از ما بوده و هست.فضای تلخ کتاب و حرفهای مادرِ خا...
ادامه مطلب