
بیا معادلات رو بهم بزنیم. هنجارها و بقیهی موارد رو!بیا و باش! بیا دمِ در بغلت کنم و توی بویِ تنت گم شم!اصلاً... بعدش برو!... اما فقط بذار یه بار دیگه بغلت کنم! بخوانید...
ادامه مطلب
برای یه قهوه که میتونستی بیای پیشم. نمیتونستی؟...
ادامه مطلب
تا نیــایـی غـربتم درنمیگذرد......
ادامه مطلب
"these fine days have been my ruin.on this kind of day I resigned my job in 'Pious Foundations'on this kind of day I started to smokeon this kind of day I fell in loveon this kind of day I forgot to bring home bread and salton this kind of day I had a relapse into my versifying disease.these fine days have been my ruin." by Orhan Veli Kanik https://youtu.be/JeSr9gtfDiY ...
ادامه مطلب
وقتی فیلمِ آرنوفــــسکی با این آهنگ قاطی شه!چه هوایی! "some people, gave advice before, about facing the facts,about facing reality.and this is, this without a doubt is his biggest challenge ever.he's going to have to face it. you're goa have to try, he's goa to have to try and, uh, and, and, and get some help here.I mean no one can say they know how he feels." https://youtu.be/hCuHB9yjImk...
ادامه مطلب
بعدِ کلاس لطفاً.بقولِ کــریستین بـــوبن، فقط جزئــیات! چقدر خوبه حالتش. چقدر راست میگه. "you're everything I hoped for..." https://youtu.be/wlDmslyGmGI چقدر ذوق داشتم واسه این. بعد سالها نارضایتی بلاخره...یــک روزyou'll feel me...یــک روز به شـــی..... https://youtu.be/SU0wpW564a0...
ادامه مطلب
حس تغییر همیشه خوبه. مخصوصاً اگه دو سال دنبالش بوده باشی. ولی تهش؟ یه خوشحالیِ چند دقیقه ای که زودگذره، چرا؟ چون میدونی.روزِ اول، اســـترسِ طبیعی، سازگاری با محیط و زیرمجموعه هاش! و باز مشکلِ همیشگی با مدلِ آرایشِ این جماعتِ بظــاهر متمدن و باکــلاس.- نمیخوای بیخیالِ این غر زدنا بشی؟- دو تا یــخ کافیه؟- سوالِ منو جواب بده!- شماها بهش میـــگیدon the rocks؟- ...!!!؟- چرا داغ شــدی؟ "feeling old and cold and grey..." https://youtu.be/fMF2RgD9fDE...
ادامه مطلب
ساعت: یک و بیست دقیقه ی شب...و بوی اولین بارانِ پاییز....
ادامه مطلب
کتاب توی این شرایط موثرتر از موزیکه، مخصوصاً اگه پونزده تا راوی توی داستانت باشن. “It takes two people to make you, and one people to die. That's how the world is going to end.”...
ادامه مطلب
از این پنجــــاه سال، لااقل ده سالشو ما کنارت بودیم. اون موقعهایی که میشد سیگار کشید، اون موقعهایی که بهــــمن کوچــــیک میکشیدیم زیرِ فنی که اون روزا روشن بود.ده سال یعنی مینیمم دو نسل، و من امروز توی اون خیابون غریبه بودم. غریبه با آدمها، با مدل مو، رنگ مو، آرایشهای ماسیده روی صورت، گوشواره پسرها و....یادمه یک دهه پیش، توی یه خیابونی که همون دور و وره، یه دختر پسر داشتن قدم میزدن، صدای داریـــوش میومد: تو کــــه معــــنای عـــشقی...با وجود غریبگی، حس تعلق به پاییزهای انقــــلاب جزء لاینفکِ زندگیِ خیلی از ما بوده و هست.فضای تلخ کتاب و حرفهای مادرِ خا...
ادامه مطلب